تبليغاتX
برای زندگی کردن هیچ وقت دیر نیست!
ناجی ایلمان استاد فرهنگ و ادب ایل و اسطوره زمان بهمن بیگی درگذشت.

او که در سال ۱۲۹۹ پا به جهان هستی نهاد خیلی زود پس از مدرک کارشناسی حقوق در دانشگاه تهران درک کرد که تنها راه پیشرفت ایل غیور و سرافراز قشقایی تحصیل علم است.

او بود که پایه تحصیل در عشایر و مدارس سیار را بنا نهاد.

از طرف خود و و تمامی دانشجویان قشقایی دانشگاه زابل به تمام قشقایی ها و دوستداران آن بزرگ تسلیت می گوئیم.امیدوارم که پیرو راه این عزیز و بزرگ از دست رفته باشیم.

از سخنان عزیز:

اگر پیچ و خم های رودخانه قره قاج آنجا که به نخلستان مکو میرسد آن همه دل انگیز نبود.اگر بیشه ها و دشت های پیرامونش آن همه دراج و آهو نداشت...

+ نوشته شده توسط ساسان برزگر در یکشنبه 1389/02/12 و ساعت 18:23 |
 فردریش نیچه : زندگی بدون موسیقی اشتباه است.


 فردریش نیچه : باید از دگم گرایی ها در اندیشه فلسفی دوری کرد.


 فردریش نیچه :  برای بشر بنیادی تر از بررسی حقیقت جستجوی ارزش آن بوده است و متافیزیسین ها همگی به دنبال ارزش گذاری مفاهیم متضاد بوده اند.


 فردریش نیچه :  کسانی که به شهود دلایل منطقی را متصل می کنند راه به خطا رفته اند.


 فردریش نیچه :  بشر به دلیل خواست " قدرت " به دنبال شناخت است نه به دلیل تشنگی عقل ناب.


 فردریش نیچه :  نمی توان از همساز با طبیعت بودن یک اصل اخلاقی برای خود ساخت. زیرا  طبیعت  بی رحم  است و  اگر آدمی بخواهد مطابق با طبیعت زندگی کند باید بی رحم باشد .


 فردریش نیچه :  فیلسوفی که درصدد آفرینش جهان بنابر تصور خویش است می خواهد همه به فلسفه اش ایمان بیاورند و این همان روا داشتن استبداد بر دیگران است.


 فردریش نیچه :  غرور و فریب رواقیون دلیل علاقه آنها به اخلاق و آمیختن آن با طبیعت است. زیرا تفکر رواقی درواقع نوعی استبداد راندن بر خویشتن است و چون فرد جزئی از طبیعت است پس طبیعت نیز استبداد را بر او حاکم می کند.


 فردریش نیچه :  فلسفه همان خواست قدرت است همان خواست علت نخستین.


 فردریش نیچه :  باید بر فریب حواس خود پیروز شویم


 فردریش نیچه :  علم جهان را توضیح نمی دهد بلکه تفسیر می کند و در واقع معنایی برای وجود نباید در نظر گرفت.


 فردریش نیچه :  اراده یک احساس نیست بلکه شامل احساس های متعدد است و نمی توان آن را از اندیشه جدا کرد. در عین حال اراده یک شور است و کسی که اراده می کند به اشتباه اراده را با عمل یکی در نظر می گیرد.


 فردریش نیچه :  قدرت خواهی بشر و نه میل به شناخت اولین عامل برای گرایش او به فلسفه بوده است.


 فردریش نیچه :  بشر برای فرار از خدا طبیعت را عامل همه چیز می داند و  قانونی در طبیعت در کار نیست بلکه پدیده های طبیعی به دلیل قدرت به وجود می آیند.


 فردریش نیچه :  بشر را مشتاق زندگی ساده و همراه با ریاکاری اخلاق گرایانه می  بینم.


 فردریش نیچه :  از فلاسفه می خواهم که به دنبال حقیقت نروند چون حقیقت نیاز به پشتیبان ندارد.


 فردریش نیچه :  پیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم.


 فردریش نیچه :  ذهن و  ادنیشه  مسئول به خطا افتادن بشر است.


 فردریش نیچه :  فیلسوف باید از ایمان به زبان فراتر رود زیرا مفاهیم در چارچوب زبان اسیر می شوند و نمی توان آنها را کاملا با زبان توضیح داد.


 فردریش نیچه :  خیر نباید همگانی باشد وگرنه دیگر خیر نیست زیرا چیزهای همگانی ارزشی ندارند.


 فردریش نیچه :  آنچه آدمی را والا می کند مدت احساس های والا در اوست نه شدت آن احساس ها.


 فردریش نیچه :  کسی که جنگجوست باید همواره در حال جنگ باشد چون زمان صلح با خودش درگیر خواهد شد!.


 فردریش نیچه :  مردان بزرگ فقط آرمان های خود را نمایش داده اند.


 فردریش نیچه :  خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز.


 فردریش نیچه :  هیچ پدیده ای اخلاقی نیست بلکه ما آن را اخلاقی تفسیر می کنیم.


 فردریش نیچه :  کسی که بخواهد به سمت معرفت برود از خدا فاصله می گیرد.


 فردریش نیچه :  استعداد آدمی را می پوشاند و وقتی استعدادش کاهش یافت آنچه هست نمایان می شود.


 فردریش نیچه :  کسی که آرمان نداشته باشد کمتر لاابالی ست تا کسی که راه رسیدن به آرمانش را نمی داند.


 فردریش نیچه :  آدمی به خاطر نیاز به مراقبت و کمک دیگران با آنها ارتباط برقرارمی کند.


 فردریش نیچه :  نسبت به فرد پایین تر از خود نفرت نداریم بلکه نسبت به فرد برابر با خود یا بهتر از خود.


 فردریش نیچه :  حقیقت مانند دریا است که چون نمک  آب دریا زیاد است تشنگی را رفع نمی کند. اگر حقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواهد بود که تشنگی اش را رفع نخواهد کرد.


 فردریش نیچه :  انسان نمی تواند از غرایز خود فرار کند ، وقتی از خطر جانی دور شود دوباره به غرایزش برمی گردد.


 فردریش نیچه :  کسی که دلش را به بند بکشد جانش را آزاد کرده است.


 فردریش نیچه :  هر اخلاق و دستور اخلاقی طبیعت بردگی و حماقت را پرورش می دهد زیرا روح را با انضباط تحمیلی خود خفه و نابود می کند.


 فردریش نیچه :  یک دانشمند حتی برای عشق زمینی هم وقت ندارد! او نه رهبر است نه فرمانبردار. او کمال بخش نیست. سرآغاز  هم نیست. او فردی بی خویشتن است.


 فردریش نیچه :  کسانی که مردم از آنها  به صاحبان اخلاق یاد می کنند اگر ما اشتباهشان را ببینیم از ما به بدی یاد خواهند کرد حتی اگر دوست ما باشند.


 فردریش نیچه :  همه به چیزی دلبستگی دارند و افراد والاتر به چیزهای والاتر اما افراد فرومایه فکر می کنند که افراد والاتر به چیزی دلبستگی ندارند و  ظاهربینی افراد فرومایه از سطحی نگری و ریاکاری آنهاست و برپایه هیچ شناخت اخلاقی نیست.


 فردریش نیچه :  حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی ست  خنده دار است زیرا  همه چیز طبق

خواست قدرت ما است.  

+ نوشته شده توسط ساسان برزگر در چهارشنبه 1389/01/25 و ساعت 9:15 |
من از نالیدن بیزارم.سخت ترین دردهای عالم و دردآورارین شکنجه های آفرینش فقط می تواند مرا به سکوت وادارد.(دکتر شریعتی)

ما در جامعه ای زندگی می کنیم با آرمانها و هنجارهایی متفاوت از کل دنیا.هنجارهایی که در قوانین ما محکم بیان شده اند و همه می دانند اما عمل وجود ندارد.

برای رسیدن به جامعه آرمانی باید ابتدا هدف داشت و متحد بود نه مانند ۹ ماهه ی اخیر که پس از انتخابات خرداد دیده شد.البته همه افراد این اتحاد میان قوای نظام و  نخبگان و مردم را دیدند و فهمیدند.

تنها اتحاد و کمک و همیاری می تواند یک جامعه را به فراسوی خوشبختی و پیشرفت رهنمود سازد نه آرمان شهرهای خیالی چون این آرمان شهرها که تنها در ذهن هستند نوعی فرار از واقعیت های جامعه است. مثل سخنان سهراب :پشت آن کوهها شهری است...قایقی خواهم ساخت...و...

به امید آن روز که این اتحاد را ببینیم و اسلام واقعی در کشور اعمال شود نه اینکه اسلام را مانند سپری در مقابل اعمال خود قرار دهیم.

 

و باید دانست که:آنجا که حقیقت نباشد همه چیز پست و زشت و مبتذل است.(سقراط)

+ نوشته شده توسط ساسان برزگر در پنجشنبه 1389/01/19 و ساعت 10:36 |
 

 

مردم از درد نالیدند و ما سفر آغاز کردیم

 

                                              سفر اتمام شد و درد همچنان باقی است؟؟؟؟؟...

 

بعضی ها این عصر را با جاهلیت اشتباه گرفنه اند،دیگر مردم ناآگاه نیستند که بتوان با ظاهرسازی آنها را فریفت.کجای دنیا رئیس تربیت بدنی شده است وزیر نیرو که ایران دومین کشور در این زمینه باشد؟؟؟ما نباید سر زیر برف کنیم.کجای دنیا دیپلم را وزیر کشور می کنند که ایران دومین آن باشد؟؟؟آیا با چهار سال سفر با مخارج بیت المال سودی برای مردم کمرشکسته ی ایران داشت؟؟؟

آلان هم که سخن از یارانه ها است ،همه از جمله من هم تحسین می کنم،اما از آقایان برپا کننده ی این موضوع سوال دارم آیا برای اجرای این پروژه نباید در حد امکان ابتدا امکانات را در سراسر کشور برابر کرد تا بتوان با عدالت در این دولت به ظاهر عدالت دوست برای مردم اجرا شود.مثلا در استان سیستان و بلوچستان با این وسعت و مردمی که به انصاف از برترین نژاد ایران هستند ،وقتی از حق مسلم خود که دارا بودن از سرمایه ی ملی گاز است بی بهره اند و برای گرم کردن آب از برق استفاده می کنند و عنوان مثال در یک خانواده ۶ نفری هر ۲ ماه بالغ بر ۸۰۰۰۰ تومان پول برق می دهند با یارانه ۸۰ درصد که در تمام کشور اجرا می شود پس از اجرای هدفمند کردن یارانه ها و برداشتن آن ۸۰ درصد میدانی آن پول برق به چه اندازه افزایش می یابد؟بله به ۴۰۰۰۰۰ تومان ،این خانواده از یارانه ماهیانه نهایت ۳۰۰۰۰۰ تومان دریافت کند که این حتی پول برق او هم نخواهد شد.پس بیایید قبل از انجام چنین کار نیکی ابتدا امکانات را برابر کنیم.

البته نباید نگران بود چون قشر دانشجو و آگاه در حال ورود به جامعا هستند.پس تا آن روز باید انتظار کشید.

 به امید فردای روشن ایران اسلامی...

 

+ نوشته شده توسط ساسان برزگر در سه شنبه 1388/09/10 و ساعت 10:54 |

بسم الله الرحمن الرحیم

هرکس در این دفاع مشروع و مقدس کشته شود شهید است و امید آن خواهد داشت که در صف شهدای بدر و احد در محضر رسول الله و آله محشور شود.

جنایت هولناک رژیم صهیونیستی در غزه و قتل و عام صد ها مرد و زن و کودک مظلوم بار دیگر چهره ی خونخوار گرگهای صهیونیست را از پشت پرده های تزویر سالهای اخیر بیرون آورد و خطر حضور این کافر حربی را در قلب سرزمین های امت اسلام به غافلان گوشزد کرد.

مصیبت این حادثه ی هولناک برای هر مسلمان بلکه برای هر انسان با وجدان و باشرف در هر نقطه ی جهان بسی گران و کوبنده است.ولی مصیبت بزرگتر سکوت تشویق آمیز برخی دولتها عربی و مدعی مسلمانی است.چه مصیبتی از این بالاتر که دولتهای مسلمان که باید در برابر رژیم غاصب و کافر و محارب از مردم غزه حمایت می کردند٬ رفتاری پیشه کنند که مقامات جنایتکار صهیونیست گستاخانه آنها را هماهنگ و موافق با این فاجعه آفرینی بزرگ معرفی کنند؟سران این کشورها چه جوابی در برابر رسول الله صلی الله علیه و آله خواهند داشت؟چه جوابی به ملتهای خود که یقینآ عزادار این فاجعه اند خواهند داد؟به یقین امروز دل مردم مصر و اردن وسایر کشور ها ی اسلامی از این کشتار ٬ پس از آن محاصره ی طولانی غذائی و داروئی لبالب از خون است.

دولت جنایتکار بوش در واپسین روزها ی حکومت ننگین خود با همدستی در این جنایت بزرگ٬ رژیم آمریکا را بیش از پیش روسیاه کرد و پرونده ی جرائم خود را به عنوان جنایتکار جنگی قطور تر ساخت.دولتهای اروپائی با بی تفاوتی و شاید همراهی خود در این فاجعه ی بزرگ٬ یکبار دیگر دروغ بودن ادعای دفاع از حقوق بشر را ثابت کردند و شرکت خود در جبهه ی ضدیت با اسلام و مسلمین را نشان دادند.

 

+ نوشته شده توسط ساسان برزگر در سه شنبه 1387/10/10 و ساعت 12:51 |

محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته اند.(امام خمینی(ره)).

  ایام پیروزی خون بر شمشیر  تسلیت باد.     

امام حسین یعنی ایثار- شجاعت

امام حسین یعنی امر به معروف و نهی از منکر.

 

  انشا الله همگی ما از رهروان آن بزرگوار باشیم.       

+ نوشته شده توسط ساسان برزگر در شنبه 1387/10/07 و ساعت 17:37 |
عقاب حدود ۷۰ سال می تواند زنده باشد و به حیات خود ادامه دهد.به شرط اینکه در مرحله ای از زندگی بتواند سختی های زیاد و دردهای زیادی را تحمل کند.عقاب دو مرحله زندگی دارد:۱ـ از تولد تا ۴۰ سالگی ۲ـاز ۴۰ تا ۷۰ سالگی.که البته زندگی کردن در مرحله دوم شرایطی دارد.عقاب وقتی به ۴۰ سالگی می رسد پیش روی او دو راه موجود است.یا اینکه در مکانی بماند تا بمیرد چون دیگر پیر شده است و چنگالهای او دیگر کج شده است و نوک او دیگر تیز نیست و یا اینکه برای زندگی در مرحله ی دوم باید سختی ها و درد های زیادی را تحمل کند.اگر تصمیم به ماندن بگیرد پس به بلندای یک کوه رفته و نوک خود را چنان بر کوه می زند تا از جای کنده شود و بعد چنگالهای خود را مثل نوک از جای کنده و پی از ۲ یا ۳ هفته منتظر می ماند تا اینکه نوک وپنجه های نو درآیند سپس پرهای خود که سنگین شده اند می کند و بعد نیز ۲ تا ۳ هفته منتظر می ماند تا پرهای جدید در آیند.اگر بتواند تحمل کند حدود ۳۰ سال دیگر به حیات خود ادامه می دهد.

ما انسان ها هم می توانیم در هنگام مشکلات یکی از راههای پیش روی عقاب را انتخاب کرده :یا بگذاریم که مشکلات بر ما غلبه بکنند و یا با غلبه بر آنان با آرامش زندگی کنیم و به خداوند امید داشته باشیم.

+ نوشته شده توسط ساسان برزگر در سه شنبه 1387/09/05 و ساعت 15:52 |
من دوست دارم سوال کنم که چرا بعضی ها می گن ما تنهاییم و یا کسی مارو دوست نداره؟من خودم هم روزی از این حرفها زیاد می زدم.

میخوام بپرسم آیا خود تنهایی نمی تواند برای ما دوست بسیار بزرگی باشد.چرا خود تنهایی هم دوستی است بسیار بزرگ که ما هیچ گاه ان را درک نمی کنیم.

راستی ما به این فکر کرده ایم که بهترین دوست ادم که همیشه با اونه و هیچ گاه تنهاش نمی زاره یعنی خدای مهربون که ما رو خلق کرده و اشرف مخلوقات خودش قرار داده با ماست.

بیاین از همین العان فکر تنهایی رو از سرمون بیرون کنیم چون خدای مهربون که همیشه باماست شاید از دست ما ناراحت بشه چون اکثر ماها با اینکه دوستی مثل خدا باهامونه میگیم که تنهاییم.

خداوند می فرماید:

                           اگر مردم دنیا می دانستند چقدر من مشتاق دیدار انها هستم

                           هر اینه از شوق دیدار من جان می سپرد.

این شعرو که از خودمه به اقا امام عصر آقا اما زمان تقدیم می کنم:

 

                                                   

                                                               انتظار

 

                                          خوشا وقت بوییدنش

                                                            خوشا وقت دیدنش

                                                                    خوشا لحظه ی دیدار

                                                                            خوشا لحظه ی گفتار

                                                                                    بوی عطرش جاری

                                                                                           جانش خوش

                                                                                                عشق باد دیدارش

                            چشم ها را باید بست

                                    لحظه ها را خوش دید

                                            چشم ها راباید بست

                                                     لحظه ها را پر جوش دید

                                                              چشم ها را باید بست

                                                                     انتظار   انتظار    انتظار

                                

                                                           به امید دیدار مهدی موعود

 

                                                      

 

               

+ نوشته شده توسط ساسان برزگر در سه شنبه 1387/08/28 و ساعت 17:25 |
اعتماد چیه؟ایا تنها با گفتن اینکه ما به جوانان یا به همه اعتماد داریم کافیه؟یا اینکه باید در عمل ما به افراد نشان دهیم؟یا اینکه بگیم به شما اعتماد داریم که مغز ایرانی در دنیا اوله برید و افتخار افرینی کنید و جوان ایرانی با خرج خودش بره و بعد از اینکه مدال طلا و افتخار کسب کرد به علت غیبت زیاد در کلاس از دانشگاه اخراج کنیم؟ویا اینکه یک مبتکر و مخترع ایرانی در یک اتاق ۵متری با نداری زحمت بکشه و ما هیچ سراغی از اون نگیریم؟نه عزیزان وسران مملکت این اعتماد نیست.این همان راهی است که غرب منتظر ان است که جوان ایرانی از این راه خسته بشه وبرای نشان دادن افکار و ایده های خود از کشور خارج بشه و به بیگانگان خدمت بکنه.پس بهتر این است که به جای حرف بیشتر به عمل کردن روی بیاوریم...

+ نوشته شده توسط ساسان برزگر در پنجشنبه 1387/08/09 و ساعت 10:15 |
باید اقرار کنم که راستگویی از بهترین نعمتهایی است که خداوند به انسان هدیه داداه است.اما چه کنیم که ما انسانها از این نعمت بزرگ غافلیم.بهتر این است که انسان در تمام مراحل زندگی از این نعمت خداوند به صورت صحیح استفاده کند چون  این ضرب المثل که میگه که هیچ وقت خورشید پشت ابر نمی مونه براش رخ میده و دیگه چیزی جز پشیمانی ندارد.پس مراقب اعمالمون باشدم و از دروغگویی که از زشت ترین اعماله پرهیز کنیم تا مورد قهر خداوند قرار نگیریم.به امید ان روز....

+ نوشته شده توسط ساسان برزگر در چهارشنبه 1387/08/08 و ساعت 9:37 |
دوست داشتن چیست.ایا دوست داشتن اینه که به یکی بگیم  برات میمیرم یا اینکه شما تمام زندگی من هستید و یا اینکه با توجه به وصیت امام علی به فرزندش امام حسن دوست داشتن اینکه هر چیزی رو که برای خودمون میخوایم برای دیگران هم بخوایم. هر کس دوست داشتن را برای خود به صورتی تعریف می کند.مثلا یکی از عزیزترین کسان من که ارامش دهنده ی من در زابل است دوست داشتن را  گاه سکوت وگاه نگاه کردن وگاه انتظار کشیدن می داند.

اما گاهی دوست داشتن برای همه به صورت واضح تعریف نشده است.وگاهی اوقات میبینیم که دوست داشتن به حدی از افراط رسیده است که دیگر قابل تحمل نیست و به نفرت تبدیل میشود.

به امید اینکه دوستی ها به نفرت تبدیل نشود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساسان برزگر در شنبه 1387/07/27 و ساعت 17:14 |
اامروزه در هر کجا سخنی از سران مملکتی می شنویم دم از عدالت می زنند.اما تا کنون ما که عدالتی در این مملکت ندیده ایم.گرانی و تورم بی داد می کند و هیچ کسی نیست که اصلآ رسیدگی کند و ببیند چه بر سر مردم می اید.اصولآ از حرف زدن تا عمل کردن راه بسیاری است. این که شخصی از سران کشور سالانه یک روز به یک استان برود و تا دیدار بعد به خدا بسپارد هیچ مشکلی از ما را برطرف نمی کند.ما اگر می خواهیم پیشرفت کنیم و عدالت را به فعلیت در بیاوریم باید بیشتر از اینها توجه و وقت صرف کنیم.پس با این وضع حرف از عدالت ممنوع.به امید ان روز که عدالت واقعی را ببینیم. 
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساسان برزگر در چهارشنبه 1387/03/29 و ساعت 11:1 |
در میان هر سیب دانه ی محدودیست در دل هر دانه سیب ها نامحدود چیستانیست عجیب دانه باشیم نه سیب. پرنده در صدای خوشش رتج و درد و ماتم نیست پرنده اهل شکوه و اهل گلایه و غم نیست و خوش به حال صدایش و خوش به حال دلش و خوش به حال پرنده که مثل ادم نیست. قصه ی با تو بودن را برای همه تعریف می کنم یکی بود یکی نبود .سلام.دوستت دارم. خداحافظ. قصه کوتاه است.دوباره از سر می گیریم قصه ی با تو بودن را! سلام.دوستت دارم.با من بمان....!!! یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم! گرچه در خود بشکستیم صدایی نکنیم! یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم.
+ نوشته شده توسط ساسان برزگر در شنبه 1387/02/28 و ساعت 11:47 |
دیروز در بازی هفته ی ۳۳لیگ برتر تیم پیروزی با برد ۴ بر ۱ مقابل صبا اسیایی شدن خود را قطعی کرد و به امید خدا در هفته ی پایانی در روز شنبه ۲۸/۲/۱۳۸۷ با پیروزی مقابل سپاهان قهرمان لیگ می شود.

در این بازی گل اول پیروزی را باقری زد. و ۲ گل خلیلی و گل اخر را پژمان نوری به ثمر رساندند.

+ نوشته شده توسط ساسان برزگر در پنجشنبه 1387/02/26 و ساعت 13:24 |
 
در خانه داشتیم با داداشم اقا احسان فوتبال بازی می کردیم که توپ احسان به شیشه ی زیر تلویزیون خوردو شیشه شکست احسان از من قول گرفت که چیزی به کسی نگیم تا فراموش بشه من هم قبول کردم.چند روز گذشت تا اینکه یه روز از مدرسه امدم دیدم تو خونه پچ پچ میاد فهمیدم که خبرایی است برای همین رفتم و روی تخت خواب خوابیدم.مادرم یک شیلنگ کوتاه قرمز داشت که زیر گاز قایم می کرد.تو حال خودم بودم که دیدم کمرم اتیش گرفت تا می خوردم به ناحق کتک خوردم اما داداشمو لو ندادم.البته داداشم داشت نگاه می کرد ولی چیزی نگفت تا اینکه کتک کاری تمام شد قضیه رو به مادرم گفت.اش نحورده و دهن سوخته! در این زمان به علت شغل پدرم که کارمند وزارت بهداشته در شهر چرام در استان کهگیلویه و بویراحمد بودیم و همسایه های خوبی مثل خانواده های پرویزی،شکری،حسین پور،ابیار،و دوستایی خوت مثل امید و  ایمان پرویزی،جلال حیدری،امرالله حسن پور،شمس الله احمد زاده،احمد وفرشاد ابیار و خیلی های دیگه. البته من بچه ی استان فارس هستم.
+ نوشته شده توسط ساسان برزگر در چهارشنبه 1387/02/25 و ساعت 12:46 |
در تاریخ ۴/۷/۱۳۸۵ زمانی که من تازه دانشگاه قبول شده بودم اما چون ورودی بهمن بودم مرتبآ استراحت می کردیم،شب بود با اقای غلامحسین نادرپور که شوهر خاله ی بنده است در حال رفتن جایی بودیم که به من پیشنهاد کار در اداره ی برق را داد البته اقای نادرپور پیمانکار اداره ی برق هستند،من هم پذیرفتم و از فردای ان روز با دایی هاشم،سیروس فرخیان،داریوش عادلی،که استاد من بودند همکار شدیم.در اولین روز کاری برای تعمیر برق یکی از روستاهای شهرستان فراشبند رفتیم.در ابتدای کار بسیار به من سخت می گذشت،اما کم کم به یه حرفه ای تبدیل شدم.و العان هر وقت از دانشگاه به خونه میرم دوباره مشغول کارم میشم.در اینجا از اقای نادرپور و دیگر دوستان که مرا در این کار یاری کردند تشکر می کنم.به زودی عکس این دوستان و عکس المیرا(خواهر۲ساله ی خود)و الیانا یا عسل جان(دختر۳ساله ی اقای نادرپور)در این وبلاگ مشاهده خواهید کرد.
+ نوشته شده توسط ساسان برزگر در سه شنبه 1387/02/24 و ساعت 11:20 |
عشق وعاشقی یکی از  افکارات مهم جوانان امروزی است.که دیگر به یک نوع بیماری تقریبآ تبدیل شده است.بیشتر جوانان با یک نگاه عاشق می شوند که باید گفت این نوع از عشقی واقعی نیست بلکه یک نوع هوس می باشد.در مورد عشق انسان باید با خانواده ی خود مشورتهایی بکند زیرا اگر هم ازدواجی هم رخ دهد و بدون مشورت باشد به احتمال زیاد به جدایی خواهد رسید.ما باید بدانیم که علاوه بر خود فرد ما باید با خانواده ان فرد هم زندگی کنیم پس نباید تنها به خود فرد توجه کنیم و باید تمامی جوانب را سنجید.همانگونه که پیامبر اکرم می فرمایند ،(از چیدن سبزه ی مزبله بپرهیزید).که منظور ان حضرت این بوده که از ازدواج با دختری زیبا در خانواده ای بد ونامناسب بپرهیزید.
+ نوشته شده توسط ساسان برزگر در سه شنبه 1387/02/24 و ساعت 10:39 |


Powered By
BLOGFA.COM